محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
151
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
كشتارهاى گروهى و دستهجمعى و كورههاى يهودى سوزان اينان در روسيه ، اسپانيا و هر جاى ديگرى كه يهوديان وجود داشتند كجا ؟ اينان كسانى هستند كه در هر فتنهء فراگير ، دست و دخالت داشتهاند و هر فاجعهء انسانى ، در هر روزگارى زير سر آنها بوده است و اگر فرعون نابود شد ، براى بزرگ داشت اينان نبود - اينانى كه خداوند دربارهشان فرمود : « اينان ملعونان و نفرين شدگانند ، هر كجا يافت شوند ، بايد دستگير و به سختى كشته شوند » . « 1 » - براى انتقامگيرى و فروكوبى خود او بود كه سر از طغيان و سركشى درآورده بود و كفر و ناسپاسى پيشه كرده بود و سرانجام نيز دم از خدايى زده بود « 2 » ، چنان كه در قرآن كريم مىخوانيم : « پس مردمان را گرد كرد و آواز در داد و گفت : منم پروردگار برتر شما » « 3 » . نيز گفته بود : « هان اى گروهان ! براى شما جز خود خدايى نمىشناسم » « 4 » ، به موسى ( ع ) نيز گفته بود : « اگر جز من خدايى برگزينى ، تو را از زندانيان خواهم ساخت » « 5 » و از پى اين سركشىها و خدانمايىها بود كه « خداوند او را به كيفر دنيا و آخرت فرو كوفت ، همانا كه در سرنوشت او براى پروا پيشگان عبرتهاست » « 6 » . اين كه نابودى فرعون را انتقام خدايى شمرديم ، چيزى است كه در اين سخن خداوند آشكارا آمده است : « از آنان انتقام گرفتيم و در دريا غرقشان كرديم ، از اين روى كه آيات ما را دروغ شمردند و از آنها بىخبر ماندند » . « 7 » بارى در داستان برخورد فرعون با اسرائيليان ، عيب و ايراد آشكار كار او همين است كه گناهكار و بىگناه را يكسان به شكنجه گرفت و در كشتارشان زيادهروى كرد » « 8 » . در اين جا گفتنى است كه ديدگاه ديگرى نيز هست كه آزار اسرائيليان از سوى فرعونان را برخاسته از انگيزههايى سياسى و دينى مىداند و مىگويد : پيش از آن كه يوسف به عزيزى مصر برسد ، آيين يكتاپرستى كم و بيش در آنجا شناخته بوده است ، بىگمان پس از عزيزى يوسف ، زمينههاى گسترشش فراهم شده و در روزگار فرمانروايى او و نيز در روزگار
--> ( 1 ) . « مَلْعُونِينَ أَيْنَما ثُقِفُوا أُخِذُوا وَ قُتِّلُوا تَقْتِيلًا » ( سورهء احزاب ، آيهء 61 ) . ( 2 ) . عبد الرحيم فوده ، من معانى القرآن ، 192 - 193 . ( 3 ) . « فَحَشَرَ فَنادى * فَقالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى » ( سورهء نازعات ، آيات 23 - 24 ) . ( 4 ) . « يا أَيُّهَا الْمَلَأُ ما عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرِي » ( سورهء قصص ، آيهء 38 ) . ( 5 ) . « لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلهَاً غَيْرِي لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِينَ » ( سورهء شعرا ، آيهء 29 ) . ( 6 ) . « فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَكالَ الْآخِرَةِ وَ الْأُولى * إِنَّ فِي ذلِكَ لَعِبْرَةً لِمَنْ يَخْشى » ( سورهء نازعات ، آيات 25 - 26 ) . ( 7 ) . « فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْناهُمْ فِي الْيَمِّ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ كانُوا عَنْها غافِلِينَ ( سورهء اعراف ، آيهء 136 ) . ( 8 ) . احمد عبد الحميد يوسف ، همان ، 87 .